سيد علي اكبر قرشي
312
قاموس قرآن ( فارسي )
ميكرد . قصهء اسبان * ( « وَوَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّه أَوَّابٌ . إِذْ عُرِضَ عَلَيْه بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ . فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ . رُدُّوها عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالأَعْناقِ » ) * ص : 30 - 33 . صافنه اسبى است كه بر سه پاى ايستد و گوشهء پاى چهارم را به زمين گذارد جمع آن صافنات است . جياد جمع جيّد يا جواد است يعنى اسب اصيل و تند رو . در مجمع * ( « أَحْبَبْتُ » ) * را اختيار كردن گفته است على هذا * ( « حُبَّ الْخَيْرِ » ) * مفعول آنست يعنى دوست داشتن اسبان را اختيار كردم . بقولى « عن » بمعنى « على » است يعنى محبّت اسبان را بر ذكر پروردگارم بر گزيدم . ولى به نظر من « عن » براى تعليل است . ابن هشام در معنى براى « عن » ده معنى ذكر كرده از جمله تعليل است و گويد : آن در آيهء * ( « وَما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لأَبِيه إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاه » ) * و نيز در آيهء * ( « وَما نَحْنُ بِتارِكِي آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ » ) * براى تعليل است . قاموس و اقرب تعليل را يكى از معانى « عن » شمرده و آيهء * ( « إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ » ) * را شاهد آوردهاند در اين صورت هيچ مانعى ندارد كه « عن » در آيهء * ( « عَنْ ذِكْرِ رَبِّي » ) * براى تعليل باشد يعنى : من محبت اسبان را براى ذكر پروردگارم كه آنها را براى جهاد در راه او آماده كردهام بر گزيدهام و شايد سان ديدن از اسبان براى آمادگى بجنگ بود كه آن را ياد خدا خواند * ( « تَوارَتْ بِالْحِجابِ » ) * بقرينهء « العشىّ » غروب شمس است كه عشىّ طرف آخر عصر مىباشد يعنى آفتاب بپرده نهان شد . ضمير * ( « رُدُّوها » ) * راجع به « صافنات » است يعنى آنها را نزد من بر گردانيد . على هذا معنى آيات چنين است : بداود سليمانرا بخشيديم او بندهء خوب و رجوع كننده به حق است . آنگاه كه در آخر روز اسبان اصيل و تيز رو به او نشان داده شدند . گفت :